کیوان شید(شنیه):
نخستين روز هفته به نام کيوان شيدنام گذاری شده است که تشکيل شده است ازکيوان + شيد . کيوان بعد ازمشتری بزرگترين سياره
شمرده ميشود . که٧٠٠برابر زمين است . آنرازحل نيز ناميده اند. شيد نيز به چم ( معنی ) نور و روشنايی است . ازاين رو روز
نخست ايران یحکايت ازسياره روشن ونورانی را دارد .
مهرشيد ( يکشنبه) :روز دوم ازهفته مهرشيداست که مهرآن به چم ( معنی ) دوستی ومهربانی است . درپهلوی ميتراست . مهربرگرفته شده ازآئين
هفت هزارساله ميترايی است . مهرهمچنين ايزد عهدو پيمان است ودر اوستا آمده است که هيچ چيز بر ايزد مهرپوشيده نخواهد
بود . نامگذاری اين روزبه مهرشيدحکايت ازتعهدی است که بين مردمان بايد بر قرار باشد زيرا درايران باستان پيمان شکنی و
دروغ بزرگترين گناهان به حساب می آمده است . شيد نيزبه چم ( معنی ) روشنايی ونور می باشد .
مه شيد(دوشنبه):مه برگرفته شده ازماه است که اين نيز ازآيين ميترايی کهن ايرانی آمده است . خورشيد و ماه ازتنديسهای آئين ميترايی بوده است
که نشان ازقدرت وپويايی جهان آفرينش داشته است . سومين روز هفته درايران باستان به نام اين نمادخداوند نام گذاری شد و آنرا
مهشيدبه چم ( معنی ) ماه روشن ونورانی نام گذاشتند .
بهرام شيد( سه شنبه):بهرام برگفته شده از ورهرام زبان پهلوی باستان است واز يک سو نام ستاره مريخ است . بهرام ايزدپيروزی درايران باستان شمرده
می شده است وانديشه نياکان مابر اين بوده است که خداونديکتا ( اهورامزدا ) نيرویهايشرابرایاجرادربينافرادبشربين
ايزدان ( فرشتگان ) خود تقسيم نموده است تا آنان آنرا برای مردمان پياده کنند . ازاين رو بهرام ايزد پيروزی ناميده شده بوده است و
. چهارمين روزهفته به نام روز پيروزی روشنايی برتاريکی وغلبه انسان بر بدی هاو اهريمن نام گذاری شده است .
تيرشيد(چهارشنبه):تيربرگرفته شده از تيشتر پهلوی است . نياکان ماتير را ايزدان ونگهبان باران نام گذاری نموده اند واين گونه می پنداشت ه اندکه
اهورامزدا برای ياری رسانی به کشاورزان وجلوگيری ازخشکسالی و با روری زمين و سبزو سالم وپاکيزه ماندن جهان به ايزد
باران فرمان مي داده است که به ياری مردمان برسد . درکل اين روز به نام روز روشنايی باران وخواست پروردگار برای حفظ
طبيعت نام گذاری شده است .
اورمزدشيد(پنجشنبه) :
اورمزدنام ديگری از دهها نام اهورامزدا است که همه حاکی ازقدرت و توانايی پروردگار است . اين نام از واژههای پهلوی ارمزد
- هرمزد - اورمزد - هورمزد - اهورامزدا - مزداگرفته شده است . ازاين رو پنجمين رو زهفته به نام رو زروشنايی خداوند
نام گذاری شده است . ازاين رو اين واژه هنوزبه گونه ای ديگر درشب های جمعه برقرار است وهنوز تصورمردمان ما ب راين
است که شبهای جمعه روز ارتباط باخداوند وفوت شدگان است .
ناهيدشيد (آدينه ):

ناهيدهمان آنهيته يا آناهيتا است که ايزدآب قرارگرفته است . دراوستا آناهيتابه صورت دوشيزه ای بسيارزيبا - قدی بلند واندامی
تراشيده نام نهاده شده است ونام ديگرستاره ونوس نيزآناهيتا يا ناهيد است . درکل روز جمعه روز روشنايی آب ومظهر بخشندگی
وعنايت پروردگار نامگذاری شده است.


    كاربرد هفته و روزهاي هفت گانه آن اهميت فراواني در نظام هاي گاهشماري (خورشيدي يا مهي) دارد. با اينكه گاهشماري هاي گوناگون جهان در بسياري از جزئيات محاسباتي و ديگر ويژگي ها كاملاً با يكديگر متفاوت هستند، اما شيوه روزشماري بر مبناي هفت روز هفته در همه آنها يكسان است. مي دانيم كه شمار روزهاي ماه و سال در گاهشماري هاي گوناگون و حتي در هر گاهشماري خاص، با يكديگر متفاوت هستند و گاه در طول تاريخ و براي اصلاح آن، تغييراتي در شمار آنها داده شده است. همچنين ممكن است كه شمار روزها در سال هاي كبيسه دچار افزودگي هايي شوند. اما اهميت ديگر روزشماري بر مبناي روزهاي هفته در اين است كه هيچگاه و به هيچ علتي، ترتيب و توالي روزها و تعداد آن تغيير نمي كند و پيوستگي روزهاي آن تابع نظام هاي گاهشماري نيستند. به عبارت ديگر «هفته شماري» خود به تنهايي و بدون ارتباط با هر گاهشماري ديگري، يك نظام ساده، دقيق و فراگير در

لطفا برای خواندن ادامه متن به ادامه مطلب بروید


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مازیار در با موضوع: | لینک ثابت |

روزها در ایران باستان:

ایرانیان برای روزهای ماه نام‌های مشخصی داشتند كه به جاي عدد از آنها استفاده ميكردند كه هر روزی را با نام یکی از امشاسپندان (فرشتگان) می‌خواندند.

براي مثال :

روز امرداد از ماه تير= هفتم تير

روز ورهرام از ماه شهريور= بيستم شهريور

روز آذر از ماه دي = نهم دي

و به همين ترتيب . . .

هر سال زرتشتیان (ایران باستان) به ۱۲ ماه و هر ماه به سی روز که هر کدام دارای نام ویژه ای می باشند و هر ماه به ۴ بخش تقسیم می گردد. دو قسمت اول دارای هفت روز و دو قسمت دوم دارای هشت روز می باشند در این گونه تقسیم بندی روزهای نخست به نام آفریدگار (خداوند) كه به ترتيب  اورمزد – دي به آذر- دي به مهر- دي به دين می باشند كه روزهاي نيايش همگاني و استراحت زرتشتيان است.

در مواردی که نام یکی از روزها برابر نام ماه مربوطه می‌شد، آن روز را جشن می‌گرفتند.

به‌طور مثال، مهر روز یعنی روز شانزدهم از ماه مهر را با نام مهرگان گرامی می‌داشتند. نام روزهای 30 گانه‌ی ماه‌های ایران به زبان پارسی و پهلوی و اوستایی به مانند جدول زیر بوده است.


جدول نام روزهای هر ماه در گاهشماری ایرانی

معنی پارسی

اوستایی

پهلوی

پارسی

هستی بخش بزرگ دانا

اهورامزدا

هرمَزد

اورمزد

1

اندیشه نیک

وهومنه

وهومن

بهمن

2

بهترین راستی و پاکی

اشاوهیشتا

ارتاوهیشتا

اردیبهشت

3

شهریاری نیرومند

کشتریا وریا - خشترا وئیریه

شهریور

شهریور

4

فروتنی و مهرپاک

سپنتا آرمئیتی

سپندارمت

سپندارمذ

5

تندرستی و رسایی

هئوروتات

خردات

خورداد 

6

بی مرگی ، جاودانی

 آمرتات

امرتات

امرداد

7

آفریدگار

دزوه - دثوش

دزو ، دذوپت آتور

 دی بآذر

8

آتش ، فروغ

اتر- آثرآت

اتور

آذر

9

آبها ، هنگام آب

اپم

آبان

آبان

10

آفتاب ، خورشید

هورخشئیت

خورشیت

خور

11

ماه

ماونگه

ماه - ماذ

ماه

12

  ستاره تیر- ستاره باران

تیشتریه

تیر- تیشتر

تیر

13

جهان ،  هستی - گیتی

گئوش

گوش

گوش

14

آفریدگار

دزوه - دثوش

دذوپت میتر

 دی بمهر

15

دوستی ، پیمان

میثر

میتر

مهر

16

فرمانبرداری

سرئوش

سروش

سروش‌

17

دادگری

رشنو

رشن

رشن

18

فروهر ، نیروی پیشرفت

فره وشی

فرورتین

فروردین

19

پیروزی

ورثرغن

واهرام

ورهرام

20

رامش ، شادمانی

رامن

رام - رامشن

رام

21

باد  - هوا

واته

وات

باد

22

آفریدگار

دزوه - دثوش

 دذوپت دپن

 دی بدین

23

بینش درونی - وجدان

دئنا

دین

دین

24

خوشبختی،دارائی،خواسته

اشی - ونگوهی

ارت

ارد

25

راستی

ارشتاد

اشتات

اشتاد

26

آسمان

آسمن

آسیمان

آسمان

27

زمین

 زام

زمامیات -

زامیاد

28

گفتار پاک

منتره سپنت

امهراسپنت

مانتره سپند

29

فروغ و روشنایی بی پایان

انغره - رئوچه

انیران

انارم- انیران

30

نوشته شده توسط مازیار در با موضوع: | لینک ثابت |

فهرست زیر فهرستی از نامهای زنان حقیقی ایرانی (به ترتیب حروف الفبا و همراه با بیوگرافی کامل آنها) میباشد که پیش ازحمله اعراب به ایران یا در خلال این حملات و سال‌های آغازین اسلام در ایران می‌زیستند. این فهرست دربرگیرنده نام زنان افسانه‌ای و اسطوره‌ای نمی‌شود.

منبع : ویکی پدیا

نوشته شده توسط مازیار در با موضوع: | لینک ثابت |

فروهر(فره وشی) چیست؟
فروهر= فره + وهر(ورتی)
جلو،پیش + برنده، کشنده =پیش برنده
شاید بتوان گفت از نظر زندگی، فروهر با ارزشترین جزء وجود انسان است چون این جزء ذره ایست از هستی بی پایان اهورا مزدا که هنگام زایش برای راهنمایی روان و رهبری آن به صورت کمال در وجود یک انسان جایگزین شده و پس از مرگ هم با همان پاکی و درستی به اصل خود(اهورا مزدا )میپیوندد.
 
شکل فروهر:
تصویر پیرمرد بالداری نمایانگر شکل فروهر است و در حال حاضر به عنوان نشانواره دین زرتشت بکار میرود.اما این شکل سابقه ای چندین ساله داشته ، و نظایر آن در کتیبه اقوام گوناگون ایرانی وجود دارد.ولی شکلی دقیقا به ضورت موجود، در کتیبه های هخامنشی بالای سر پادشاهان دیده میشود.
محققان و خاورشناسان بسیاری در مورد این شکل به تحقیق پرداختند و نظرهای گوناگونی نسبت به آن ابراز داشتند.در ابتدای تحقیق عده ای از پژوهشگران آنرا تصویری از اهورا مزدا خواندند.ولی چون به عقیده زرتشتیان اهورامزدا بی تن و پیکر (اَیوی تن وُ ) است و هیچگاه یک زرتشتی برای اهورامزدا شکلی قایل نیست، این نظر مورد مخالفت پارسیان هندوستان قرار گرفت.آنرا رد کردند و آنرا به عنوان سمبل فروهر معرفی نمودند و از قسمتهای مختلف آن برای شناساندن فروهر کمک گرفتند.اولین کسی که این طرح را نماد فروهر دانست شخصی بود به اسم "رستم جی کاما".این شخص با استفاده از یک تصویر باستانی ، وظیفه یکی از مهمترین اجزای وجود انسان را مد نظر قرار داد.


شرح اجزای مختلف سمبل فروهر :
1-سر:
 كه به شكل پیر سالخورده‌ و جهاندیده و گرم و سردروزگار چشیده كه در حلقه یا چنبره زمان تجربه آموخته و با بدی‌ها و ناپاكی‌ها بستیزند و مراحل ترقی و كمال را با متانت و صبر وشكیبایی طی کنند. نگاره فروهر از سر تا به  کمر به صورت پیرمردی جهان دیده با کمال و تجربه و دانایی است تردیدی نیست که نورانیت انسانها به خاطر نزول نور ایزدی بر دل آنهاست و هر که این نور را همراه داشته باشد انسان کامل است پیر موجود در نگاره  فروهر تمثیل و نماد انسان کامل است
 
2- دستها:
دستهای به سمت بالاست به خاطر آنکه همیشه به اهورامزدا توجه داشته باشیم.در نگرش زرتشتی خداوند دارای جای خاصی نیست اما از انجا که فمر بشر همواره نیروهای برتر از خود را در طبقه ی بالاتر می انگارد، از اینرو شکل، اهورا مزدا را در بالا نشان میدهد.حلقه ای که در دست فروهر است نشاندهنده احترام به عهد و پیمان است.در بین دختران و پسران ایرانی پیمان زناشویی با دادن حلقه ای انجام میشده که همانند شکل فروهر در دست چپ قرار میگرفته.این رسم هم اکنون هم پابرجاست.
 
3-بال ها:
بال های فروهر باز است .چون با دیدن بالهای باز ذهن انسان متوجه پرواز و پیشرفت شده، و از این حکایت دارد که انسان همواره باید به سمت پیشرفت و  بلندی و سرافرازی حرکت کند.هر بال از 3 بخش تشکیل شده که نشاندهنده سه پند زرتشت، اندیشه نیک ، گفتار نیک و کردار نیک است و از مشاهده این سه بخش متوجه میشویم که پیشرفت و ترقی باید از راه درست یعنی اندیشه، گفتار و کردار نیک اتفاق بیفتد تا انسان را به سوی سربلندی و سرافرازی هدایت کند.
 
4-دایره میان شکل:
منظور از مشخص کردن این دایره در میان فروهر نشان دادن روزگار بی پایان است.و نشاندهنده بازگشت کردار انسان به وی میباشد .
 
5-دامن:
دامن فروهر از 3 بخش به وجود آمده که نماینده اندیشه بد، گفتار بد و کردار بد است.از مشاهده این سه قسمت در می یابیم که همواره باید اندیشه و گفتار و کردار بد را به زمین انداخته، پست و زبون سازیم.همانگونه که دامن در زیر قرار دارد.
 
6-دو رشته آویخته:
این دو رشته نماینده سپنتا مینو(خوی خوبی) و اَنگره مینو (خوی بدی) است که همیشه ممکن است در اندیشه هرفرد ظاهر شوند.

این شکل در برخی اساطیر به شاهین یا علامت سلطنت تعبیر شده  و  در برخی جاها به  سمبل فر ایزدی یعنی نیرویی که سبب برتری و حمایت از پادشاهان میشود و به همین سبب در بالای سر اکثر شاهان ایران زمین بخصوص شاهان هخامنشی به وضوح دیده میشود.

نوشته شده توسط مازیار در با موضوع: | لینک ثابت |

لوور يكي از بزرگترين موزه هاي جهان در انتهاي خيابان شانزه ليزه پاريس قراردارد و به مرور زمان از يك كاخ سلطنتي به موزه ملي كشور فرانسه در سال ۱۷۹۳ ميلادي تبديل گرديد. اين موزه داراي ۴ طبقه زيرزميني است كه داراي قسمتهاي مختلفي از جمله مصر،ايران و اروپاست. در قسمت ورودي اين موزه يك هرم شيشه اي قرار دارد كه سمبل اين موزه بشمار مي رود. درقسمت ايران مي توان سرستون هاي تخت جمشيد را بصورت كامل و تقريبا بكر و دست نخورده مشاهده كرد.تقريبا مهمترين بخشهاي تخت جمشيد در اين موزه قرار دارد. بخشهاي رنگي تخت جمشيد و لوح قانون حمورابي نيز دربخش مجاور قراردارد.اين لوح روي تخته سنگ سياهي با خط ميخي حك شده است و براستي وجود بخش تاريخ ايران اعتبار و جلال خاصي به اين موزه اعطا كرده كه نمونه آن را در كمتر جايي مي توان نظاره كرد.

واقعاً آدم بعضي اوقات ميماند كه اين آثار عظيم الجثه چطور تا آنجا رفته اند

لطفا برای دیدن ادامه عکسها به ادامه مطلب بروید


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مازیار در با موضوع: | لینک ثابت |

                       

داريوش شا گويد: هنگامي كه در جاي جاي دنيا كاخ ها را با خون انسانهاي بيگناه و با رعب و وحشت و زور ميساختند من در ساخت پارسه از يك برده استفاده نكردم (همه ي كارگران تحت بيمه و حقوق بودند)

 در تصاویر سنگ های تخت جمشید، هیچ کس عصبانی یا اخمو یا در حال فریاد زدن نیست.

هیچ کس سوار بر اسب و دیگری پیاده نیست.

هیچ کس را در حال تعظیم، سجده یا دست بوسی نمیبینی، هرگز غلام و کنیز در ایران مرسوم نبوده.

در بین این صدها پیکره، حتي یک تصویر برهنه یا پنهان در پارچه وجود ندارد.

هیچ کس مومن و برتر و هیچ کس کافر و پست تر نیست.

در اکثر جاهای تخت جمشید نقش گل به وفور یافت میشود از جمله در دست چب داریوش شاه

وعشق چيزيست كه در پارسه منحصر به فرد است...

نوشته شده توسط مازیار در با موضوع: | لینک ثابت |

 منشور آزادي نوع بشر کوروش بزرگ بي ترديد جزء بزرگترين افتخارات آرياييها و سرزمين ايران مي باشد چرا که روحيه خداجويي؛آزادگي و عدالت خواهي ايرانيان را در بيش از ۲۵۰۰سال پيش از زبان سردار بزرگ خويش به جهانيان اعلام مي نمايد .آن هم در زماني که جنگ و خون ريزي وظلم واستثمار يکديگردر ميان اقوام وحشي و متمدن آنروز امري رايج و عادي بشمار مي آمد و تمدن بشري هنوز مراحل تکامل خود را کامل طي نکرده بود و در اواخر عصر آهن بسر مي برد و بيان گفتارهايي که بي ترديد هنوز درهمين سرزمين ايران تازه و نو بشمار مي آيد و راه گشاي بسياري از مشکلات امروز ايران مي باشد در۲۵قرن پيش جاي شگفتي و تفکر بسيار دارد آيا مي توان گفت نياکان ما از ديد فرهنگ وتمدن در آن زمان به جايگاهي رسيدن که امروز ما حسرت آنرا مي خوريم و راه درازي را براي رسيدن به آن در پيش رو داريم؟احترام به عقايد ديگران ؛آزادي اديان و حق انتخاب حکومت رادر جامعه امروز ايران مي توان پيدا کرد؟ دادگاه هاي امروزمان که با رشوه و بي لياقتي حکم بي دادگاه را پيدا کرده و کجاست کوروشي که داد مظلوم را از ظالم بگيرد.در۲۵۰۰سال پيش از زبان کوروش برده داري در شرايطي از ميان جوامع ايراني بر مي افتد که حتي ۱۰۰۰سال بعد از آن در کتاب آخرين و کاملترين دين الهي شاهد قوانين متعددي راجع به آن هستيم!!!(من براي دين اسلام احترام بسياري قائل هستم ولي هرگز اين موضوع برايم روشن نشد) . دنياي استعمارگر امروز که با استثمار نوين خود ملل جهان سوم را به بي گاري مي گيرد اگرکوروشي مقتدر را در برابر خود مي ديد ديگر شاهد فقر و گرسنگي در جهان بوديم. ابرقدرت امروز جهان مانند لات بي سرو پا و قمه کشي مي ماند که هر کسي را که بخواهد در هر کجاي دنيا مورد زور و ستم قرار مي دهد و انتقام بي لياقتي خود را ازخون ديگر ملل مي گيرد .و هر کسي که با او نباشد و حتي در برابر خواسته هايش سکوت کند دشمن خود مي شمارد غافل از اينکه هر قدرتي را پاياني است .منشور آزادي کوروش نشان کاملي است از شايستگي و لياقت نژاد ايراني.فراموش نکنيم ايران سزاوار آنست که سرفراز بماند. متن کتیبه کوروش بزرگ


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مازیار در با موضوع: | لینک ثابت |

      

مهندسان هخامنشى راز استفاده از عدد پى (۱۴/۳) را دو هزار و ۵۰۰ سال پيش كشف كرده بودند. آنها در ساخت و سازه هاى سنگى و ستون هاى مجموعه تخت جمشيد كه داراى اشكال مخروطى است، از اين عدد استفاده مى كردند.عدد پى (۳.14) در علم رياضيات از مجموعه اعداد طبيعى محسوب مى شود. اين عدد از تقسيم محيط دايره بر قطر آن به دست مى آيد. كشف عدد پى جزء مهم ترين كشفيات در رياضيات است. كارشناسان رياضى هنوز نتوانسته اند زمان مشخصى براى شروع استفاده از اين عدد پيش بينى كنند. عده زيادى، مصريان و برخى ديگر، يونانيان باستان را كاشفان اين عدد مى دانستند اما بررسى هاى جديد نشان مى دهد هخامنشيان هم با اين عدد آشنا بودند. «عبدالعظيم شاه كرمى» متخصص سازه و ژئوفيزيك و مسئول بررسى هاى مهندسى در مجموعه تخت جمشيد در اين باره، گفت: «بررسى هاى كارشناسى كه روى سازه هاى تخت جمشيد به ويژه روى ستون هاى تخت جمشيد و اشكال مخروطى انجام گرفته؛ نشان مى دهد كه هخامنشيان دو هزار و ۵۰۰ سال پيش از دانشمندان رياضيدان استفاده مى كردند كه به خوبى با رياضيات محض و مهندسى آشنا بودند. آنان براى ساخت حجم هاى مخروطى راز عدد پى را شناسايى كرده بودند.» دقت و ظرافت در ساخت ستون هاى دايره اى تخت جمشيد نشان مى دهد كه مهندسان اين سازه عدد پى را تا چندين رقم اعشار محاسبه كرده بودند. شاه كرمى در اين باره گفت: «مهندسان هخامنشى ابتدا مقاطع دايره اى را به چندين بخش مساوى تقسيم مى كردند. سپس در داخل هر قسمت تقسيم شده، هلالى معكوس را رسم مى كردند. اين كار آنها را قادر مى ساخت كه مقاطع بسيار دقيق ستون هاى دايره اى را به دست بياورند. محاسبات اخير، مهندسان سازه تخت جمشيد را در محاسبه ارتفاع ستون ها، نحوه ساخت آنها، فشارى كه بايد ستون ها تحمل كنند و توزيع تنش در مقاطع ستون ها يارى مى كرد.

نوشته شده توسط مازیار در با موضوع: | لینک ثابت |

  1- مادها 

  1- ديوکس ( ديااکو )
  2- کياکسار ( هوخشتره
  3- فرورتيس { فرااورت }
  4- آستيیاگ

  2- هخامنشیان 

  1- کوروش کبیر
  2- کبوجیه دوم
  3- داریوش اول
  4- خشایارشا اول
  5- اردشیر اول
  6- خشایارشا دوم
  7- سغدیان
  8- داریوش دوم
  9- اردشیر دوم
  10- اردشیر سوم
  11- ارشک
  12- داریوش سوم

  3- اشکانیان 
  1- ارشک ، اشک اول

  2- تیرداد اول ، اشک دوم
  3- اردوان اول، اشک سوم
  4- فری یاپت ، اشک چهارم
  5- فرهاد اول ، اشک پنجم
  6- مهرداد اول ، اشک ششم
  7- فرهاد دوم ، اشک هفتم
  8- ارداون دوم ، اشک هشتم
  9- مهرداد دوم ، اشک نهم
  10- سنتروک ، اشک دهم
  11- فرهاد سوم ، اشک یازدهم
  12- مهرداد سوم ، اشک دوازدهم
  13- ارد اول ، اشک سیزدهم
  14- فرهاد چهارم ، اشک چهادهم
  15- فرهاد پنجم یا فرهادک ، اشک پانزدهم
  16- ارد دوم ، اشک شانزدهم
  17- ونن اول ، اشک هفدهم
  18- اردوان سوم ، اشک هجدهم
  19- وردان ، اشک نوزدهم
  20- گودرز ، اشک بیستم
  21- ونن دوم ، اشک بیست و یکم
  22- بلاش اول ، اشک بیست و دوم
  23- پاکور ، اشک بیست وسوم
  24- خسرو ، اشک بیست وچهارم
  25- بلاش دوم ، اشک بیست و پنجم
  26- بلاش سوم ، اشک بیست وششم
  27- بلاش چهارم ، اشک بیست وهفتم
  28- بلاش پنجم ، اشک بیست و هشتم
  29- اردوان پنجم ، اشک بیست و نهم

  4- ساسانیان

  1- اردشیر اول
  2- شاپور اول
  3- هرمزد اول
  4- بهرام اول
  5- بهرام دوم
  6- بهرام سوم
  7- نرسی
  8- هرمزد دوم
  9- آذر نرسی
  10- شاپور دوم
  11- اردشیر دوم
  12- شاپور سوم
  13- بهرام چهارم
  14- یزد گرد اول
  15- بهرام پنجم
  16- یزد گرد دوم
  17- هرمزد سوم
  18- پیروز اول
  19- بلاش
  20- قباد اول
  21- خسرو انوشیروان
  22- هرمزد چهارم
  23- خسرو پرویز
  24- شیرویه
  25- اردشیر سوم
  26- شهربراز
  27- پوران
  28- یزد گرد سوم

  5- طاهریان

  1- طاهر بن حسین معروف به ذویمینین
  2- طلحه بن طاهر
  3- عبدالله بن طاهر
  4- طاهر بن عبدالله
  5- محمد بن طاهر بن عبدالله

  6- علویان

  1- داعی کبیر
  2- ناصر کبیر

  7- صفاریان

  1- یعقوب لیث صفاری

  2- عمرو ان لیث صفاری

  3- علی بن لیث صفاری

  4- طاهر بن محمد بن لیث صفاری

  5- خلف بن احمد 

  8- سامانیان
  1- اسماعيل بن احمد

  2- ‌ احمد بن اسماعيل

  3- نصربن احمد

  4- نوح بن نصر

  5- عبد الملك بن نوح

  6- منصوربن نوح

  7- نوح بن منصور

  8- منصور بن نوح

  9- عبدالملك بن نوح

  9- آل زیار
  1- مرداویج

  10- آل بویه

  1- على عماد الدوله
  2- حسن ركن الدوله
  3- احمد معز الدوله
  4- عضد الدوله
  5- جلال الدوله

  11- غزنویان 
  1- سبكتكين

  2- محمود غزنوی
  3- مسعود غزنوی

  12- سلجوقیان
  1- رکن‌الدين طغرل‌بک بن سلجوق

  2- عضدالدوله آلپ‌ارسلان
  3- جلال‌الدوله ملکشاه
  4- محمود بن محمد بن ملکشاه
  5- معزالدین احمد سنجر

  13- خوارزمشاهیان
  1- اتسز خوارزمشاه

  2- ایل ارسلان
  3- سلطانشاه
  4- علاءالدین تکش
  5- قطب الدین محمد بن تکش
  6- جلال الدین منکبرنی

  14- صفویان 
  1- شاه اسماعیل اول

  2- شاه تهماسب
  3- شاه اسماعیل دوم
  4- شاه عباس اول
  5- شاه عباس دوم
  6- شاه سلیمان
  7- سلطان حسین

  15- افشاریان
  1- نادر شاه افشار

  2- شاهرخ شاه افشار

  16- زندیه
  1- کریم خان زند

  2- لطفعلی خان زند

  17- قاجاریه
  1- آغا محمد خان قاجار

  2- فتحعلی شاه قاجار
  3- محمد شاه
  4- ناصرالدین شاه
  5- مظفرالدین شاه
  6- محمد علی شاه
  7- احمد شاه

  18- پهلوی

  1- رضا شاه پهلوی
  2- محمد رضا شاه پهلوی

  . . .

مطالب فوق با همکاری صمیمانه سایت خوب یاد یار گرداوری و تهیه شده که همینجا از زحمات بی دریغشان تشکر میکنم که تبادل لینک کرده و بنده را برای نوشتن این مطالب راهنمایی کردند. امیدواریم از اطلاعات فوق استفاده کامل کرده باشید و میتوانید برای بهتر شدن سایت نظرات خود را به ما منتقل کنید.

نوشته شده توسط مازیار در با موضوع: | لینک ثابت |

                                                     

 سنتي كه امروزه امريكايي ها و اروپايي ها قبل از صرف غذا براي نيايش خداوند دارند در2000 سال پيش ايران اجرا مي شده است .

گوشه اي از كارنامه درخشان شاهنشاه اردشير پاپكان :

{ روزي اردشير از نخچير گرسنه و تشنه اندر خانه آمد . سپس واج ( دعاي قبل از غذا ) خواند و كنيزك آن زهر با پست ( نوعي شربت ) و شكر گم يخته ( آميخته ) بدست اردشير داد }

 

نوشته شده توسط مازیار در با موضوع: | لینک ثابت |

سازمان اولیه پیاده نظام پارسی براساس سیستم اعشاری یا ده دهی بود. چنان که دانشمند کلاسیک نیک سکوندا (Nick Sekunda) توضیح می دهد:
ارتش ایران از هنگ های هزار نفری تشکیل می شد. اصطلاح پارسی باستان این هنگ ها «هزارابام» بود... فرمانده هر هنگ را «هزار پاتیش» می گفتند؛ هر هنگ هزار نفری به ده «صاتابا» یا فوج صد نفری تقسیم می شد. فرمانده هر «صاتابا» یک «صاتاباتیس» بود که به نوبه خود هر «صاتابا» به ده «داتابا» مرکب از ده مرد تقسیم می شد. «داتابام» (یا جوخه ده نفری) کوچک ترین واحد تاکتیکی پیاده نظام بود که به ستون یک به میدان نبرد فرستاده می شد. «داتاپاتیس» (یا سرجوخه ده نفری) در جلوی ستون قرار می گرفت و یک «اسپارا» (سپر) حمل می کرد. در پشت او بقیه «داتابام» (افراد جوخه) به صورت یک ستون نه نفری می ایستادند و هر مردی به کمان و شمشیر کج مسلح بود. معمولاً «داتاپاتیس» یک زوبین سبک کوتاه شش پایی به دست می گرفت و فرماندهی و نیز حفاظت از بقیه جوخه (داتابام) را بر عهده داشت. با وجود این گاه تمام افراد «داتابام» مسلح به کمان بودند و «اسپارا» (سپر) مانند «دیواری» در جلوی ستون از آن ها محافظت می کرد و امکان می داد که همه افراد «داتابام» با دست باز به تیراندازی یا شمشیر زنی بپردازند.

                                            
سیستم اعشاری برای واحدهای بزرگ تر از هنگ های هزار نفری نیز مورد استفاده قرار می گرفت. ارتش های بزرگ از واحدهایی مرکب از ده «هزارابا» یا ده هزار تن تشکیل می شدند. اصطلاح فارسی باستان این گروه های بزرگ از بین رفته ولی به یونانی به آن ها myriad (معادل «بیور» فارسی در شاهنامه) می گفتند. مهم ترین واحدهای «ده هزار تنی» (یا «بیور») ایرانی گروه های نخبه ای بودند که گارد شاهنشاهی را برای محافظت از شخص شاه تشکیل می دادند. بهترین سربازان ارتش در این گارد که به «آمرتکا» (بی مرگ یا «هنگ جاوید») معروف بود خدمت می کردند؛ از این رو به آن ها هنگ جاوید می گفتند که به محض کشته شدن یا مرگ یکی از افراد آن، فرد دیگری جانشین او می شد.

آيا ميدانيد : اولين ارتش سواره در دنيا توسط سام ايراني اختراع شد با 115 سرباز

نوشته شده توسط مازیار در با موضوع: | لینک ثابت |

                                 

ائيرينه :

 اين واژه در فرس هخامنشي آريا و در پهلوي اران است و آريارامنا (آريارمن) نام جد داريوش بزرگ مشتق شده از همين واژه مي باشد . ائيرين در اشتات يشت بند يكم و در دو سيروزه كوچك و بزرگ بند نهم آمده است كه به عنوان صفت استفاده شده است . يعني منسوب به آريا . استاده پورداوود هركجا به واژه ائيرينه وئيجه برخورده است آن را به معني آريا ترجمه كرده است ولي در همه جا ذكر كرده است كه اين همان ايران كنوني است كه نشان از مقدس بودن نام كشورمان در تمامي متون ديني باستاني حكايت دارد . در كتاب يشتها استاد پورداوود آمده است شكي نيست كه ايرانيان باستان خودشان را آريايي ها مي ناميدند . خود واژه ائيريه ( آريا ) در معني پارسي امروزي يعني نجيب و شريف و نام قوم آرياست . اين نژاد هم اكنون بين هند و ايران تقسيم شده اند كه از شاخه نژاد هند و اروپايي است . بخشي ديگر از اين اقوام كهن در آلمان - يونان و روم نيز پخش مي باشند . در فرس باستان اين واژه آريه ناميده شده است . اقوام هند و اروپايي شعبه وسيعي از نژاد سفيد هستند كه در ايران - هند و اروپا ماندگار شدند . و زبان هند و اروپايي نيز مختص آنان است . در اوستا نام ايران به عنوان مبدا اصلي آريايي نژادها معرفي شده است . حركت آريايي ها به سوي ايران به بيش از 2000 سال پيش از ميلاد مسيح باز ميگردد . اقوام آريايي كه فلات گسترده ايران را براي مسكن خود انتخاب نمودند به دوازده قسمت عمده تقسيم شدند كه نام برخي از آنان در اوستا آمده است:

 ۱) مادها در شمال غربي ايران - شامل كليه قسمتهاي آتروپاتكان (آذربايجان) - آران و قفقاز ( جمهوري آذربايجان) - كليه شهرهاي كرد نشين تركيه و عراق و سوريه .

2 ) پارس ها در جنوب ايران

3 ) هيركانيها در استرآباد ( گرگان امروزي )

4 ) پارتها در سرزمين خراسان بزرگ

5 ) آريانها در مجاورت رود هريرود ( آريوس )

6 ) درانگيان در شمال غربي افغانستان كنوني

7 ) آراخوتيان در ناحيه رود هلمند و شاخه هاي آن در اطراق قندهار در افغنستان كنوني

8 ) باكتريان در دامنه هاي شمالي هندوكش تا كنار جيحون كه همان بلخ امروزي در افغانستان است

9 ) سغديان در ناحيه كوهستاني ميان جيحون و سيحون

10 ) خوارزميان در گستره خيوه

11 ) ماژگيان در كنار رود مارگوس يا مرغاب كه بيشتر در گستره مرو واقع در تركمنستان كنوني است .

12 ) ساگاژتيان واقع در زاگرس شرقي كه در سرزمينهاي پهناور شمال درياي مازندران ( كاسپين ) زندگي ميكنند .

ائيرينه وئيجه :

جزو اول اين واژه همان ائيرينه است ( آريايي ) ولي جزو دوم آن وئيجه سخنهاي بسياري را در خود جاي داده است . در سانسكريت واژه بيجه موجود است كه به معني تخم و نژاد مي باشد . خاورشناسان بر اين باورند كه كل اين واژه به معني نژاد آريايي در پارسي امروزي معني مي دهد . در حقيقت به خاكهايي كه نژادهاي ايراني در آن ساكن هستند ائيرئينه وئيجه گفته مي شود . ايران به هيچ وجهه محدود به مرزهاي كنوني ايران نمي باشد . نام ايران در اوستا و نسكهاي باستاني پهلوي بسيار آمده است . در بيشتر اين نوشته هاي كهن پس از آمدن نام ايران درود و ستايش اهورامزدا خداي يكتاي ايرانيان پس از آن ذكر شده است . ايرانشهر نيز از نامهاي ديگر سرزمينهاي ايران است كه خاورشناسان بر اين باورند ماد خرد و بزرگ يا آتروپاتان ( همان آذربايجان امروزي ) و كردستانات نخستين زادگاه سرزمين ايرانشهر است . عده اي ديگر بر اين باورند ايران ويچ همان آذربايجان امروزي است . اين افراد با استناد بر بند دوازدهم از فصل 29 بندهش پهلوي نخستين زادگاه ايران ويچ را از آران و قفقاز و اطراف آذربايجان مي دانند . عده اي ديگر شهر ايراني خوارزم ( بين ازبكستان و تركمنستان ) را زادگاه ايران ويچ ميدانند . در ونديداد و كتيبه هاي خوارزم ايران ويچ را شهري بزرگ و سرد خوانده اند . به هر روي بين اين دو نظريه اختلاف وجود دارد ولي چيزي كه بر همگان آشكار است اين است كه معني واژه ايران در پارسي امروزي يعني خواستگاه و سرزمينهاي آريايي .

نوشته شده توسط مازیار در با موضوع: | لینک ثابت |

  

به قدرت رسیدن پارسی‌ها و سلسله هخامنشی (۳۳۰-۵۵۰ قبل از میلاد) یکی از وقایع مهم تاریخ قدیم بوده است و 

آیا ميدانيد : شاهنشاهی هخامنشی را نخستین امپراتوری تاریخ جهان می‌دانند.

نوشته شده توسط مازیار در با موضوع: | لینک ثابت |

                              

پس از مرگ بدنم را مومياي نكنيد و در طلا و زيور آلات و يا امثال آن نپوشانيد.
زودتر آنرا در آغوش خاك پاك ايران قرار دهيد تا ذره ذره هاي بدنم خاك ايران را تشكيل دهد.
چه افتخاري براي انسان بالاتراز اينكه بدنش در خاكي مثل ايران دفن شود.
از همه پارسيان و هم‌ پيمانان بخواهيد تا بر آرامگاه من حاضر گردند
و مرا از اينكه ديگر از هيچگونه بدي رنج نخواهم برد شادباش گويند.
به واپسين پند من گوش فرا داريد.
اگر مي‌خواهيد دشمنان خود را تنبيه كنيد، به دوستان خود نيكي كنيد
فرزندان من،دوستان من.من اكنون به پايان زندگي نزديك گشته‌ام
من آن را با نشانه‌هاي آشكار دريافته‌ام
وقتي درگذشتم مرا خوشبخت بپنداريد و كام من اين است كه اين احساس در كردار و رفتار شما نمايانگر باشد، زيرا من به هنگام كودكي ، جواني و پيري بخت‌يار بوده‌ام،
هميشه نيروي من افزون گشته است آن چنان كه هم امروز نيز احساس نمي‌كنم كه از هنگام جواني ناتوان‌ترم
من دوستان را به خاطر نيكويي‌هاي خود خوشبخت و دشمنانم را فرمان‌بردار خويش ديده‌ام.
زادگاه من بخش كوچكي از آسيا بود. من آنرا اكنون سربلند و بلندپايه باز مي‌گذارم.
اما از آنجا كه از شكست در هراس بودم ،خود را از خودپسندي و غرور بر حذر داشتم.
حتي در پيروزي هاي بزرگ خود ، پا از اعتدال بيرون ننهادم.
در اين هنگام كه به سراي ديگر مي‌گذرم، شما و ميهنم را خوشبخت مي‌بينم.
و از اين رو مي‌خواهم كه آيندگان مرا مردي خوشبخت بدانند.
مرگ چيزي است شبيه به خواب.
در مرگ است كه روح انسان به ابديت مي پيوندد و چون از قيد و علايق آزاد مي گردد به آتيه تسلط پيدا مي كند و هميشه ناظر اعمال ما خواهد بود
پس اگر چنين بود كه من انديشيدم، به آنچه كه گفتم عمل كنيد و بدانيد كه من هميشه ناظر شما خواهم بود ، اما اگر اين چنين نبود، آنگاه ازخداي بزرگ بترسيد كه در بقاي او هيچ ترديدي نيست
و پيوسته شاهد و ناظر اعمال ماست.
بايد آشكارا جانشين خود را اعلام كنم تا پس از من پريشاني و نابساماني روي ندهد.
من شما هر دو فرزندانم را يكسان دوست مي‌دارم ولي فرزند بزرگترم كه
آزموده‌ تر است كشور را سامان خواهد داد.
فرزندانم! من شما را از كودكي چنان پرورده‌ام كه پيران را آزرم داريد
و كوشش كنيد تا جوان‌تران از شما آزرم بدارند.
تو كمبوجيه، مپندار كه عصاي زرين پادشاهي، تخت و تاجت را نگاه خواهد داشت.
دوستان يك رنگ براي پادشاه عصاي مطمئن‌تري هستند.
همواره حامي كيش يزدان پرستي باش،اما هيچ قومي را مجبور نكن
كه از كيش تو پيروي نمايد و پيوسته و هميشه به خاطر داشته باش كه
هر كسي بايد آزاد باشد تا از هر كيشي كه ميل دارد پيروي كند.
هر كس بايد براي خويشتن دوستان يك دل فراهم آورد و اين دوستان را جز به نيكوكاري به دست نتوان آورد.از كژي و ناروايي بترسيد
اگر اعمال شما پاك و منطبق بر عدالت بود قدرت شما رونق خواهد يافت ،
ولي اگر ظلم و ستم روا داريد و در اجراي عدالت تسامح ورزيد ،
ديري نمي انجامد كه ارزش شما در نظر ديگران از بين خواهد رفت و خوار و ذليل و زبون خواهيد شد
من عمر خود را در ياري به مردم سپري كردم.
نيكي به ديگران در من خوشدلي و آسايش فراهم مي ساخت و از همه شادي هاي عالم برايم لذت بخش تر بود.
به نام خدا و نياكان درگذشته‌ي ما، اي فرزندان اگر مي خواهيد مرا شاد كنيد نسبت به يكديگر آزرم بداريد.
پيكر بي‌جان مرا هنگامي كه ديگر در اين گيتي نيستم در ميان سيم و زر مگذاريد و هر چه زودتر آن را به خاك باز دهيد.
چه بهتر از اين كه انسان به خاك كه اين‌همه چيزهاي نغز و زيبا مي‌پرورد آميخته گردد .من همواره مردم را دوست داشته‌ام و اكنون نيز شادمان خواهم بود كه با خاكي كه به مردمان نعمت مي‌بخشد آميخته گردم.
هم‌اكنون درمي يابم كه جان از پيكرم مي‌گسلد.
اگر از ميان شما كسي مي‌خواهد دست مرا بگيرد يا به چشمانم بنگرد، تا هنوز جان دارم نزديك شود
و هنگامي كه روي خود را پوشاندم،از شما خواستارم كه پيكرم را كسي نبيند، حتي شما فرزندانم
از همه پارسيان و هم‌ پيمانان بخواهيد تا بر آرامگاه من حاضر گردند
و مرا از اينكه ديگر از هيچگونه بدي رنج نخواهم برد شادباش گويند.
به واپسين پند من گوش فرا داريد.
اگر مي‌خواهيد دشمنان خود را تنبيه كنيد، به دوستان خود نيكي كنيد

نوشته شده توسط مازیار در با موضوع: | لینک ثابت |

اینک که من از دنیا می روم، بیست و پنج کشور جز امپراتوری ایران است و در تمامی این کشورها پول ایران رواج دارد و ایرانیان درآن کشورها دارای احترام هستند و مردم آن کشورها نیز در ایران دارای احترامند، جانشین من خشایارشا باید مثل من در حفظ این کشورها کوشا باشد و راه نگهداری این کشورها این است که در امور داخلی آن ها مداخله نکند و مذهب و شعائر آنان را محترم شمرد.

اکنون که من از این دنیا می روم تو دوازده کرور دریک زر در خزانه داری و این زر یکی از ارکان قدرت تو می باشد، زیرا قدرت پادشاه فقط به شمشیر نیست بلکه به ثروت نیز هست. البته به خاطر داشته باش تو باید به این حزانه بیفزایی نه این که از آن بکاهی، من نمی گویم که در مواقع ضروری از آن برداشت نکن، زیرا قاعده این زر در خزانه آن است که هنگام ضرورت از آن برداشت کنند، اما در اولین فرصت آن چه برداشتی به خزانه بر گردان .
مادرت آتوسا ( دختر کورش کبیر ) بر گردن من حق دارد پس پیوسته وسایل رضایت خاطرش را فراهم کن .
ده سال است که من مشغول ساختن انبارهای غله در نقاط مختلف کشور هستم و من روش ساختن این انبارها را که از سنگ ساخته می شود و به شکل استوانه هست در مصر آموختم و چون انبارها پیوسته تخلیه می شود حشرات در آن به وجود نمی آید و غله در این انبارها چندین سال می ماند بدون این که فاسد شود و تو باید بعد از من به ساختن انبارهای غله ادامه بدهی تا این که همواره آذوغه دو یاسه سال کشور در آن انبارها موجود باشد و هر سال بعد از این که غله جدید بدست آمد از غله موجود در انبارها برای تامین کسری خوار و بار استفاده کن و غله جدید را بعد از این که بوجاری شد به انبار منتقل نما و به این ترتیب تو برای آذوقه در این مملکت دغدغه نخواهی داشت ولو دو یا سه سال پیاپی خشک سالی شود .
هرگز دوستان و ندیمان خود را به کارهای مملکتی نگمار و برای آنها همان مزیت دوست بودن با تو کافیست، چون اگر دوستان و ندیمان خود را به کار های مملکتی بگماری و آنان به مردم ظلم کنند و استفاده نا مشروع نمایند نخواهی توانست آنها را مجازات کنی چون با تو دوست اند و تو ناچاری رعایت دوستی نمایی.
کانالی که من می حواستم بین رود نیل و دریای سرخ به وجود آورم ( کانال سوئز ) به اتمام نرسید و تمام کردن این کانال از نظر بازرگانی و جنگی خیلی اهمیت دارد، تو باید آن کانال را به اتمام رسانی و عوارض عبور کشتی ها از آن کانال نباید آن قدر سنگین باشد که ناخدایان کشتی ها ترجیح بدهند که از آن عبور نکنند .
اکنون من سپاهی به طرف مصر فرستادم تا این که در این قلمرو ، نظم و امنیت برقرار کند، ولی فرصت نکردم سپاهی به طرف یونان بفرستم و تو باید این کار را به انجام برسانی، با یک ارتش قدرتمند به یونان حمله کن و به یونانیان بفهمان که پادشاه ایران قادر است مرتکبین فجایع را تنبیه کند .
توصیه دیگر من به تو این است که هرگز دروغگو و متملق را به خود راه نده، چون هر دوی آنها آفت سلطنت اند و بدون ترحم دروغگو را از خود بران. هرگز عمال دیوان را بر مردم مسلط مکن و برای این که عمال دیوان بر مردم مسلط نشوند، قانون مالیات را وضع کردم که تماس عمال دیوان با مردم را خیلی کم کرده است و اگر این قانون را حفظ نمایی عمال حکومت زیاد با مردم تماس نخواهند داشت .
افسران و سربازان ارتش را راضی نگاه دار و با آنها بدرفتاری نکن، اگر با آنها بد رفتاری نمایی آن ها نخواهند توانست مقابله به مثل کنند ، اما در میدان جنگ تلافی خواهند کرد ولو به قیمت کشته شدن خودشان باشد و تلافی آن ها این طور خواهد بود که دست روی دست می گذارند و تسلیم می شوند تا این که وسیله شکست خوردن تو را فراهم کنند .
امر آموزش را که من شروع کردم ادامه بده و بگذار اتباع تو بتوانند بخوانند و بنویسند تا این که فهم و عقل آنها بیشتر شود و هر چه فهم و عقل آنها بیشتر شود تو با اطمینان بیشتری حکومت خواهی کرد .
همواره حامی کیش یزدان پرستی باش، اما هیچ قومی را مجبور نکن که از کیش تو پیروی نماید و پیوسته و همیشه به خاطر داشته باش که هر کسی باید آزاد باشد تا از هر کیشی که میل دارد پیروی کند .
بعد از این که من زندگی را بدرود گفتم ، بدن من را بشوی و آنگاه کفنی را که من خود فراهم کردم بر من بپیچان و در تابوت سنگی قرار بده و در قبر بگذار ، اما قبرم را مسدود مکن تا هر زمانی که می توانی وارد قبر بشوی و تابوت سنگی من را آنجا ببینی و بفهمی که من پدرت پادشاهی مقتدر بودم و بر بیست و پنج کشور سلطنت می کردم مردم و تو نیز خواهید مرد زیرا که سرنوشت آدمی این است که بمیرد، خواه پادشاه بیست و پنج کشور باشد ، خواه یک خارکن و هیچ کس در این جهان باقی نخواهد ماند، اگر تو هر زمان که فرصت بدست می آوری وارد قبر من بشوی و تابوت مرا ببینی، غرور و خودخواهی بر تو غلبه نخواهد کرد، اما وقتی مرگ خود را نزدیک دیدی، بگو قبر مرا مسدود کنند و وصیت کن که پسرت قبر تو را باز نگه دارد تا این که بتواند تابوت حاوی جسدت را ببیند.
زنهار، زنهار، هرگز خودت هم مدعی و هم قاضی نشو، اگر از کسی ادعایی داری موافقت کن یک قاضی بی طرف آن ادعا را مورد رسیدگی قرار دهد و رای صادر کند، زیرا کسی که مدعیست اگر قضاوت کند ظلم خواهد کرد.
هرگز از آباد کردن دست برندار زیرا که اگر از آبادکردن دست برداری کشور تو رو به ویرانی خواهد گذاشت، زیرا قائده اینست که وقتی کشوری آباد نمی شود به طرف ویرانی می رود، در آباد کردن ، حفر قنات ، احداث جاده و شهرسازی را در درجه اول قرار بده .
عفو و دوستی را فراموش مکن و بدان بعد از عدالت برجسته ترین صفت پادشاهان عفو است و سخاوت، ولی عفو باید فقط موقعی باشد که کسی نسبت به تو خطایی کرده باشد و اگر به دیگری خطایی کرده باشد و تو عفو کنی ظلم کرده ای زیرا حق دیگری را پایمال نموده ای .
بیش از این چیزی نمی گویم، این اظهارات را با حضور کسانی که غیر از تو اینجا حاضراند کردم تا این که بدانند قبل از مرگ من این توصیه ها را کرده ام و اینک بروید و مرا تنها بگذارید زیرا احساس می کنم مرگم نزدیک شده است .
نوشته شده توسط مازیار در با موضوع: | لینک ثابت |